خلاصه ای از کتاب ملت عشق

در این مطلب خلاصه ای از کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک برای دوست داران عشق و معرفت حق به صورت کوتاه و مختصر بیان شده است.

کتاب ملت عشق دو داستان عشق را در دو دوره زمانی تواماً بازگو می کند. قصه عشق و معرفت مولانا و شمس تبریزی و عشق عزیز و اِللا روبنشتاین را نویسنده در قالب یک رومان توصیف می کند.اگر طرفدار شنیدن داستان های عاشقانه هستید و به معرفت حق و رسیدن به حقیقت و عشق علاقه دارید ، کتاب صوتی را با خلاصه ای از کتاب ملت عشق الیف شافاک همراهی نمایید. در صورتی که دوست دارید از کل ماجرا مطلع شوید ، کتاب رمان یا خلاصه آن را دانلود کنید و مطالعه نمایید. 

کتاب صوتی تجربه ای نو در یادگیری : آرشیو کتاب های مفید و جذاب صوتی موجود در سایت کتاب صوتی 

خلاصه ای از کتاب ملت عشق الیف شافاک

 الیف شافاک دررومان ملت عشق ، از زبان عزیز زهار داستان مولانا و شمس تبریزی را بیان می کند. همراستا با تعریف داستان عشق صوفیانه به بیان ۴۰ قانون عشق صوفی مسلک ها از بیان شمس تبریز می پردازد. همراستا با تعریف این داستان ،  در فصل های مختلف قصه آشنایی عزیز زهار و اِللا روبنشتاین نیز در رومان به صورت کامل بیان شده است. دو داستان در یک رومان با یک مضمون که هر دو داستان قصه عشق را بیان می کنند. به قول نویسنده عشق یکی است و بخش پذیر نیست. عشق زمینی و آسمانی ، عشق حقیقی و مجازی ، عشق مادی و معنوی و … ندارد. عشق فقط عشق است و تقسیم نمی شود. 

کتاب صوتی پیشنهادی ما؛ عشق را بجویید تا بیابید اثر بار بارا دی انجلیس

داستان زندگی و عشق اِللا روبنشتاین

  زندگی اِللا چون برکه ای راکد آب سرد و خاموش بود و عشق چون پرتاب سنگی در درون برکه زندگی اِللا را زیر و رو می کند. زندگی خانوادگی اِللا از نظر مالی لوکس و مرفه بوده است. شوهر او دیوید دندان پزشک ماهری است. آن ها خانه ای اعیانی بزرگ ، دو آپارتمان ویلائی شیک و چندین نوع بیمه،  حساب بانکی برای تحصیل بچه ها همراه با صندوق بازنشستکی داشته اند.

از این صفحه دیدن نمائید، بیوگرافی جک ما، موسس شرکت علی بابا

نبود عشق و شور زندگی در زندگی اِللا

با وجود رفاه مالی زندگی زناشویی اِللا سرد و خاموش است. عشق و علاقه بین همسران به سردی گرائیده است. از آن جا که اِللا زندگیش را وقف همسر و فرزندانش کرده است ، به زندگی با همسرش ادامه می دهد. چون که او عادت داشته است که داشته هایش را برای همیشه حفظ کند.  اِللا از مواجه با تغییر و نوآفرینی در زندگی می ترسد و ریسک از دست دادن آرامش ساختگی و خاموشی زندگی بی رونق را نمی پذیرد.

کم رنگ شدن ارزش های معنوی در عصر ارتباطات و اطلاعات

در عصر فن آوری اطلاعات و ارتباطات احساس های و ارزش های معنوی رنگ باخته است. زندگی مرفه از نظر مادی اِلا خلاء معنوی دارد. کم شدن احساس عشق و علاقه بین اِللا و همسرش زندگی او را با رکود مواجه کرده است. اِللا ویراستار رومان معنوی ملت عشق نوشته ع.ز. زاهار می شود.

در دوره هرج و مرج زندگی ، عشق کلمه ای صرفاً زیبا نیست. عشق قطب نما است. زیرا که عشق جوهره و هدف اصلی زندگی است. عزیز صوفی است که داستان عشق دو همزاد (مولانا جلال الدین (مولوی) با شمس تبریزی) را در داستان خود باز گو می کند. عزیز ۴۰ قانون عشق را از زبان شمس تبریزی قدم به قدم در داستان خود باز گو می کند. اِللا ضمن ویرایش کتاب ملت عشق عزیز با ۴۰ قانون عشق آشنا می شود. خلاصه ای از کتاب ملت عشق را با دقت بخوانید.

خلاصه ای از کتاب ملت عشق

خلاصه ای از کتاب ملت عشق

آشنایی با عشق و تحول در زندگی

روز ی فرا خواهد رسید که عشق گریبان همه را حتی کسانی از از رومانتیک بودن فراری هستند و آن را نوعی گناه می دانند ، را فرا می گیرد. این جمله از کتاب ملت عشق اِللا را چون شوکی ناگهانی تکان می دهد. درون او پر از آشوب و تشویش می شود. چون برکه ای که با انداختن سنگ آرامشش به هم زده شده باشد ، زندگی اِللا و آرامشی که به آن عادت کرده بود را تکان می دهد. از آن روز به بعد زندگی او همان زندگی همیشگی نیست. لیست اولویت های اِللا تغییر می کند.

تغییر در اولویت های اِللا

بچه های اِللا  که ابتدا در اول ایست اولویت های او قرار داشتند ، حالا دیگر در اولویت اول نیستند. قبلاً هر تصمیمی که اِللا می گرفت ، قبل از هر چیز  آرامش بچه ها و حفظ حریم خانواده در اولویت بودند. تا این که عشق از فرسنگ ها فاصله درورتر از موقعیت اِللا به زندگیش وارد می شود. عشق زندگیش را زیر و رو می کند. طوری که اِللا فرصت مقابله با آن را پیدا نمی کند و چهار دست و پا در دریای عشق غوطه ور می شود. عشق او را در بر می گیرد و اولویت هایش را زیر و رو می کند.

عشق به عنوان اولین اولویت

حالا دیگر زندگی اِللا و هستی شخصی او در اولویت قرار می گیرند. عشق بالاتر از هر اولویتی در لیست اولویت های او قرار می گیرد. عشق به عزیز نویسنده رومانی که اِللا کار ویرایش آن را به عهدا دارد ، زندگی اِللا را زیر و رو می کند. اِللا در دریای عشق ، شنا کردن را می آموزد. عاشق می شود. جرات زندگی دوباره می یابد. عشق به عزیز زندگی خاموش و بی روح او را به سمت شور و عشق زندگی می کشاند.

عشق حس خوشایندی که امروز هست ولی فردا نیست نمی باشد. عشق ازلی و ابدی است. در ادامه خلاصه ای از کتاب ملت عشق الیف شافاک داستان عشق مولانا و شمس تبریزی و معرفت الهی آمده است.

داستان معرفت و عشق الهی مولانا و شمس تبریزی

داستان دوم در این رومان داستان عشق و معرفت مولانا و شمس تبریزی است. مولانا و شمس در علم زمانه از هر نظر استاد هستند. مولانا با دانش فراوانش خلائی در درونش دارد. او علم و عقل را کامل دارد. اما در عشق چون کودکی بی تجربه است. برای پر کردن خلاء روحی خود ویلان و سرگردان دنبال کسی می گردد که عشق را به او نشان دهد. مولانا که هزاران مرید جمعه ها فرسنگ ها راه را برای شندیدن سخنرانی هایش می پیمودند. در غم از دست دادن همزادش در آتش فراق عشق گوشه نشین شده و منبر و سخنرانی را تعطیل می کند.

شمس تبریزی کیست؟

شمس تبریزی صوفی از پیروان قلندریه است که در عشق الهی استاد به تمام معنا است. او خدا را شناخته و به معرفت الهی دست یافته است. بارها و بارها کشف و شهود را تجربه کرده است. راه معرفت حق را پیموده و به معرفت کامل رسیده است. قبل از مرگش از خدا می خواهد که دانش و معرفتش را به کس دیگری آموزش دهد.

در عالم شهود درمی یابد که رسالت شخصی او در این جهان انتقال دانش و یافته های درونیش به فردی خاص است که صراف سخن است. این صراف از حروف کلمه ها را می سازد و از کلمه ها حقیقت موجود در درون آن ها را بیرون می کشد.

 شمس درمی یابد که باید آموخته هایش را به همزادش انتقال دهد. ولی همزادش را نمی شناسد. برای یافتن او به بغداد سفر می کند. چندین ماه در خانقای شیخ بابا زمان اقامت می کند.

مولانا جال الدین کیست؟

مولانا جلال الدین (مولوی) در ریاضیات ، فلسفه، نحو و کلام، کیمیا و … استادی ماهر است. به گونه ای که زمانی که مولانا جوان بوده و  پشت سر پدر بزرگ وارش در راهی می رود. ابن عربی فیلسوف بزرگ آن زمان آن ها را مشاهده می کند. با دیدن ان دو این جمله از زبانش جاری می شود «صبحان الله اقیانوسی در پی دریا می رود».

مولانا اقیانوسی ار معرفت و دانش بود. اما از عشق کم داشت و تجربه ای در این زمینه نداشت. او با تمام دانش وافرش بهره ای از عشق نداشت. عدم عشق او را سرگردان می کند و در پی کسی می گردد تا خلاء درونیش را درمان کند.

داستان خواب دیدن مولانا

مولانا خود را در خواب می بیند که در سرزمینی ناشناخته در شهری دور سرگردان در پی کسی می گردد. بعد خود را در حیاط خانه خود در قونیه می بیند. بر روی درخت توت پیله ای از کرم ابریشم را می بیند که در انتظار پروانه شدن است. خود را کنار چاه آب حیاط به حالت پریشان و گریان برای دوستی عزیز می بیند.

مولوی خوابش را برای شیخ برهان الدین از شیوخ بزرگ قونیه که دوست پدرش نیز بود ، باز گو می کند. شیخ هر چه می اندیشد ، تعبیر خواب را نمی یابد. تا این که روزی از شیخ بابا زمان از بغداد دستمالی ابریشم را به عنوان هدیه دریافت می کند. با دیدن دستمال ابریشم به یاد پیله ابریشم خواب مولانا می افتد. تعبیر خواب مولانا را کشف می کند. می داند که کسی که مولانا از فراقش می سوزد و سرگردان شده است. در بغداد نزد شیخ بابا زمان است. نامه ای به بابا زمان می نویسد و داستان فراق مولانا و خوابی که دیده است را بازگو می کند.

دریافت نامه ای از شیخ برهان الدین

بابا زمان با خواندن نامه می فهمد که شمس تبریزی که در خانقای اوست و در پی همزادش می باشد ، همان کسی است که مولانا از فراقش می سوزد. همچنین درک می کند که شمس با رفتن به پیش مولانا به استقبال مرگش می رود.

در مدتی که شمس پیش بابا زمان است ، بابا زمان از او خوشش می آید و چیزهای زیادی  در رابطه با معرفت حق از شمس یاد می گیرد. دلش رضا به رفتن شمس نمی شود. چون می داند که با رفتن به پیش  مولانا به استقبال مرگ می رود. از یک طرف می داند که شمس با خدا عهد کرده که برای یافتن همزادش جانش را بدهد.

ادامه داستان معرفت شمس و مولانا را در خلاصه ای از کتاب ملت عشق الیف شافاک ببینید.

خلاصه ای از کتاب ملت عشق

خلاصه ای از کتاب ملت عشق

فرستادن شمس تبریزی به قونیه و دیدار با مولانا

بابا زمانی می داند که نتیجه نیک که از با هم بودن مولانا و شمس حاصل می شود ، برای عالمیان منفعت است. بلاخره تصمیم می گیرد که شمس را به قونیه نزد مولانا بفرستد.

شمس به قونیه می رود. روزها و ماه ها با مولانا خلوت می کند. راز عشق را برای مولانا می گوید و از دانش مولانا مستفیذ می شود. تا این که یک روز خون هواداران مولانا به جوش می آید و شمس را به قتل می رسانند. آن ها شمس را رقیبی می دانند که مولانا را ازشان  گرفته است. پس در پی قتلش برمی آیند.

خلاصه ای از کتاب ملت عشق

در کتاب رومان ملت عشق ۴۰ قانون که برای رسیدن به معرفت حق لازم است ، از زبان شمس تبریزی بیان شده است. برای اطلاع از این قوانین کتاب ملت عشق را مطالعه نمائید. در چند متن جداگانه در همین سایت ۴۰ قانون عشق را به زبانی ساده برای کاربران گرامی دوست دار معرفت قرار داده ام.

در رابطه خلاصه ای از کتاب ملت عشق الیف شافاک پیشنهاد و نظر خود را با سایت کتاب صوتی به اشتراک بگذارید

1 پاسخ
  1. پریسا نخعی
    پریسا نخعی گفته:

    بسیار عالی و جذاب
    داستان کتاب به طرز عجیبی زیبا و تاثیر گذاره

    خلاصه ای هم شما بیان کردین برای کسایی که کتاب رو نخواندن خیلی میتونه مفید واقع بشه

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *