Entrepreneurship intelligence

 هوش کارآفرینی ، کتابی بی نظیر ، برای کسانی که به دنبال کسب درآمد بالا ، موفقیت و توانگری هستند. به راز توانگری در این کتاب پی ببرید.  

مطالعه برخی کتاب ها ما را به موفقیت نزدیک و نزدیک تر می کند. چرا که پله های موفقیت و عوامل موثر در موفیت و توانگری و چگونگی دست یابی به موفقیت را می توان از آنها دریافت کرد. کتاب هوش کارآفرینی و مهارت های ضروری برای شروع کارآفرینی نوشته ی حسن زارعی  است که در سال هزار و سیصد و نود و هفت منتشر شده است. برای آشنایی با مطالب این کتاب ارزشمند و انگیزه ای برای مطالعه کامل این کتاب ارزنده ، با کتاب صوتی همراه باشید.

عناوین کتاب هوش کارآفرینی 

  1. هوش چیست؟
  2. کارآفرینی چیست؟
  3. هوش کارآفرینی چیست؟
  4. هوش کارآفرینی چرا مهم است؟
  5. آیا هوش کارآفرینی فقط برای کارآفرین ها است؟
  6. هوش کارآفرینی چه پیشنهادهایی دارد؟
  7. چه مهارت هایی باید یاد بگیریم؟
  8. وهدف نهایی هوش کارآفرینی

برای تقویت روحیه کارآفرینی بشنوید: کتاب صوتی گونه از قدرت کلاممان به نفع خودمان استفاده کنیم اثر جول اوستین

هوش چیست؟

در این کتاب ابتدا برای فهمیدن بیش تر هوش ، علوم شناختی را توضیح می دهد که این علوم به مجموعه ای از پژوهش های علمی در زمینه ی ذهن و مغز انسان گفته می شود. این علوم نیز شامل روان شناسی ، عصب شناسی ، زبان شناسی ، فلسفه ذهن ، علوم رایانه ، انسان شناسی و هوش مصنوعی است.

برای مطالعه بیشتر پیشنهاد می کنیم: ۲۱ روش عالی برای اینکه  کسب و کار موفق خودتان را به کار بیندازید

در این کتاب در رابطه با مغز انسان آمده است که مغز از دو نیمکره تشکیل شده است. نیمکره ی راست و چپ

Entrepreneurship intelligence

Entrepreneurship intelligence

در نیمکره ی راست که به آن شهودی می گویند مواردی همچون خلاقیت ، احساسات ، خیال پردازی ، مهارت های غیرکلامی ، تفکر کلی نگر، تصور موجود است. نیمکره ی چپ که به آن نیمکره منطقی می گویند شامل منطق، آنالیز، حقایق، محاسبات، مهارت های کلامی، تفکر جزیی نگر است. باتوجه به معرفی هردو نیمکره نتیجه می گیریم که تمام مهارت ها و علومی که انسان با آن آشنا می شود در یکی از این دو دسته بندی جای دارند.

نکته ی حایز اهمیتی که در این مبحث باید بدانیم این است که بسیاری از افراد تصور می کنند که انسان ها یا راست مغزند و یا چپ مغز. این تصور کاملأ غلط است زیراکه شخصیت، رفتار، و حرکات متشکل از مجموعه ای از فعالیت های مغزی است. هردو نیمکره به یک اندازه در فعالیت های ما نقش دارند و یکی بر دیگری غالب نیست. تصور غلط دیگر این است که خیلی از افراد فکر میکنند که مغز و هوش انسان بالغ از بدو تولد با او همراه است و رشد نمی کند که کاملأ اشتباه است زیراکه با یادگیری می توانیم هوشمان را افزایش دهیم و تقویت کنیم.

کارآفرینی

تعاریف بسیاری در این مورد وجود دارد. اما با توجه به مفهوم درک شده ی کارآفرینی در عصر حاضر و با توجه به تعریف ژوزف شومپیتر در سال ۱۹۲۸ در می یابیم که کارآفرینی ارتباط تنگاتنگی با نوآوری دارد. هدف اصلی کارآفرینی در درک و بهره برداری از فرصت هاست.

اما نوآوری گفته شده در بالا را به چند روش می توان ارایه کرد:

  1. معرفی یک کالای جدید
  2. به کار گرفتن شیوه ی جدید در ارایه و تولید یک محصول قدیمی
  3. بوجود آوردن یک بازار جدید برای عرضه ی محصول
  4. به کارگرفتن یک منبع جدید برای تأمین مواد اولیه
  5. بوجود آوردن فرمولاسیون جدیدی برای صنعت موجود

ویژگی های یک کارآفرین

فردی که به عنوان کارآفرین شناخته می شود ابتدا با خودشناسی قوی داشته باشد و پس از آن است که می تواند برای دیگران ایجاد اشتغال کند. یک فرد کارآفرین از تمامی فرصت ها و ایده های قرار گرفته سرراهش به نحو احسنت استفاده می کند و سعی دارد که تمامی فرصت ها را شکار کند. با همین ویژگی هاست که یک فرد کارآفرین اگر نتواند یک فرصت بیابد ، سعی می کند آن را به وجود آورد.

لازمه ی یادگیری کارآفرینی دو نوع مهارت مهم است:

  1. مهارت نرم
  2. مهارت سخت

منظور از مهارت نرم همان مهارت های فردی و بین فردی مانند هدف گذاری ، مدیریت زمان ، خودآگاهی و … است. در شروع کار و برای موفق شدن در این امر باید ابتدا تغییراتی در خود ایجاد کنیم و با فراگرفتن این مهارتها آن ها را در زندگی اجرا کنیم.

مهارت های سخت مانند حسابداری ، برنامه ریزی شغلی ، نگارش طرح کسب و کارو… است. باز همانند مغز انسان که باید از دونیمکره ی آن استفاده کرد. هردوی این مهارت ها ، چه سخت و چه نرم برای موفقیت در امر کارآفرینی ضرورت دارند.

اما بعد از گفتن در مورد هوش و کارآفرینی ، به سراغ ترکیب این دو مقوله م رویم که همان هوش کارآفرینی است.

هوش کارآفرینی

هوش کارآفرینی مجموعه ای از مهارت های نرم ذهنی است که یک کارآفرین موفق به کار می گیرد تا بتواند در این راه پر پیچ و خم و هیجان انگیز موفق شود.

چهار دسته بندی مهارت برای هوش کارآفرینی وجود دارد:

  1. مهارت های فردی
  2. مهارت های ارتباطی
  3. مهارت های تیمی
  4. مهارت های عمومی

هوش کارآفرینی از دیدگاه نویسنده ی کتاب بسیار پراهمیت بیان شده است و در کتاب ذکر شده که حدود هشتاد درصد شکست در کسب و کار به دلیل نداشتن مهارت های نرم در کارآفرینان و حتی کارکنان کسب و کار است. در واقع بهرین نتیجه که از این مباحث می گیریم این است که اصلی ترین عامل شکست یا موفقیت در کار خود ما انسان ها هستیم. این مهم است که ما بتوانیم با مدیریتی که داریم در شرایط مختلف تصمیماتی اتخاذ کنیم که درست و به جا باشد و تأثیر مثبت روی روند کسب و کارمان داشته باشد که این همان استفاده ی درست از هوش کارآفرینی است.

آیا هوش کارآفرینی فقط برای کارآفرین ها است؟

قطعا پاسخ به این سوال منفی است زیرا که نزدیک ترین شباهتی که برای کارآفرینی مثال می زنیم خانواده است. کسب و کار مانند اداره کردن خانواده و خانواده مانند محیط کسب و کار می باشد. همه ی افراد نیز دوست دارند در زندگی شخصی نیز موفق باشند. با فراگرفتن مهارت های مناسب برای ارتباط با اعضای خانواده می توانیم زندگی شادتر و موفق تری داشته باشیم.

پس هوش کارآفرینی هم می تواند بر کسب و کار تأثیر گذارد و هم بر روابط خانوادگی که داریم.

هوش کارآفرینی چه پیشنهادهایی دارد؟

برای به کار بردن هوش کارآفرینی به این پیشنهادات و مهارت ها دقت کنیم و باید آن ها را یاد بگیریم:

  1. دید مهارتی : با چشمانی باز باید زندگی و نحوه ی کسب و کار افراد موفق را بررسی کنیم. با نگاه کردن و الگو برداری از شیوه ی کار و زندگی این افراد احتمال شکست خودمان را در کار پایین می آوریم و موفقیت مان را تضمین می کنیم.
  2. پرورش مهارت ها : با بکار گرفتن دیدمهارتی که در بالا اشاره شد، عادت های جدید در خودمان پرورش می دهیم و آن ها را نهادینه می کنیم.
  3. مطالعه ی روزانه : مهم ترین نکته ای که باید در این قسمت توجه شود این است که منظور از مطالعه صرفأ هر مطلب و زمینه ای نیست. باید به مطالعه ی کتابها، سایت های اینترنتی، مجلات و روزنامه هایی برویم که در راستای شغل و کسب و کار و هدفمان است که هم در این راستا اطلاعات خودمان را ارتقا دهیم و هم در رسیدن به هدفمان برنامه ریزی شده پیش رویم.
  4. مثل آفتاب پرست باشیم : البته برداشت اشتباه از این قسمت نداشته باشیم که مدام رنگ عوض کنیم. بلکه منظور این است که کارآفرینان موفق را شناسایی کنیم و شیوه ی کار قدیمی و ناکارآمد خودمان را عوض کنیم و آن ها را الگوی خودمان قرار دهیم.

و نکات زیاد دیگری که اینجا مجال گفتن آن ها نیست.

هدف نهایی هوش کارآفرینی چیست؟

نویسنده ماحصل تمام گفته های بالا را در این تیتر آخر جمع بندی کرده است. می گوید که یادگیری تمامی مهارت های گفته شده برای دانستن نکته ای است. فراگرفتن این نکات مارا به سوی هدفمان سوق می دهد و راه رسیدن به آن را تسریع می بخشد. هوش کارآفرینی به دنبال این است که ثابت کند چیزی که ما را به این هدف می رساند شخصیت کارآفرین است. در واقع با ساختن شخصیت خودمان براساس اصول کارآفرینی و نگاه کردن به بزرگان این امر، موفقیت خودمان را تضمین می کنیم.

یقیناً مطالعه این چند سطر نمی تواند هوش کارآفرینانه کسی را بالا ببرد. اما خواندن این متن به کاربر امکان می دهد که با سر فصل های کتاب آشنا شود و انگیزه لازم برای مطالعه آن را به دست آورد. 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *