م

ترس از فقر شبحی دهشناک که خلاقیت شما را می رباید.

تصور خلاق «الهام» موهبتی است که درهای تنعم و ثروت را می گشاید. اما ترس از فقر چون شبحی دهشناک است که خلاقیت را از شما می رباید.

تصور خلاق عاملی است که درهای ذهن را برای دریافت الهام  باز می کند. از طریق الهام، راه حل همه مشکلات به شما داده می شود. به کمک الهام بر ترس از فقر غلبه کنید.

کاربرد الهام چیست؟

الهام حسی قوی است که انسان را از خطرات پیش رو و یا وجود فرصت های مناسب برای موفقیت با خبر می کند. برای همین به الهام حس پیشگویی می گویند. کسی که قادر به دریافت الهام است. خوش بخت است. کسی که الهام می گیرد، می تواند، خطرات پیش رویش را پیش بینی کند. سپس برای از بین بردن آن خطرات اقدام می کند. همچنین با استفاده از الهام فرصت های عالی را شناسایی و جهت بهبود زندگی، کار و روابط خود از آن ها استفاده می کند. می توان، با استفاده از الهام بر ترس از بر فقر غلبه کرد.

چه کسانی از الهام سود می برند؟

ق

تمام کسانی که در زمینه های مختلف، اقتصاد، علم، هنر، ادبیات، موسیقی و حتی صنایع به موفقیت های بزرگ رسیده اند. موفقیت شان را مدیون تصور خلاق و الهامی هستند که از اتصال با خرد نامتناهی الهی دریافت می کنند. آن بزرگان راه دریافت الهام را شناخته اند. و در رسیدن به موفقیت شان از آن سود جسته اند.

شاید فکر کنید که فقط افرادی می توانند، الهام را دریافت کنند که به طور ذاتی آن صفت را داشته اند. باید به شما بگویم که می توان راه دریافت الهام را با آموزش چند اصل یاد گرفت. در مقاله های قبلی اصولی که به تقویت الهام منجر می شد را برایتان باز گو کرده ام. در این مطلب قصد دارم. موانع و مسائلی که مانع از دریافت این حس نیرومند و موثر می شود را برایتان بگویم. موانع سر راه دریافت الهام را بشناسید و از درونتان خارج کنید. راه دریافت الهام را به ذهن خود باز کنید تا بر ترس های درون خود غلبه کنید. الهام  را دریافت کنید و ترس از فقر را نابود کنید.

این مطلب مفید است؛ تاثیر دانش تخصصی در کسب موفقیت و ثروت

موانعی که ورود الهام را سد می کند.

تردید، شک و ترس سه مانع قوی هستند که راه ورود الهام را سد می کنند. به درون ذهن خود مراجعه کنید. مشخص کنید؛ چرا، کجا و چه موقع شما دچار شک، تردید و یا ترس می شوید. بین شک و تردید و ترس رابطه نزدیک وجود دارد. این ها به هم پیوسته اند. تردید و دودلی به شکست می انجامد. تردید از ترس زائیده می شود. زمانی که از چیزی یا کسی می ترسید، شک و تردید در درون شما جوانه می زند. اندک اندک تردید به شک و بدگمانی تبدیل می شود. سوء ضن و بدگمانی، یقین و ایمان شما را سست می کند. ایمان که ضعیف شد، ترس از فقر و نداری برشما غلبه کرده و شکست تان حتمی می شود.

ترس، شک و تردید

از ترکیب تردید و شک و ترس هراس متولد می شود. فرایند تولید هراس آهسته و پنهانی پیش می رود. برای همین از دید شما مخفی می ماند. شما متوجه حضور آن ها نمی شوید. تا این که شکست می خورید و سرتان به سنگ می خورد.

برای رسیدن به هدف، باید ترس و شک و تردید و علت وجود آن ها را در درون خود بشناسیم. در این مطلب موانع شکست را مرور می کنیم. این دشمنان (موانع) موفیت  تغییر چهره می دهند. گاه در عادت های ما خود را پنهان کرده اند. گاه در ذهن نیمه هوشیار (ضمیر ناخودآگاه) خود را مخفی کرده اند. در این صورت یافتن آن ها کار دشواری است. از آن دشوار تر از میان برداشتن آن هاست.

ثی

شش هراس بزرگ وجود دارد که اغلب افراد با یک یا همه آن ها دست به گریبانند.

این دشمنان موفقیت به ترتیب، عبارتند از؛

  • ترس از فقر
  • نرس از انتقاد
  • ترس از بیماری
  • ترس از دست دادن عشق و محبت اشخاص
  • ترس از کهولت و پیری
  • ترس از مرگ

اگر ترس از موارد دیگری نیز باشد در زیر مجموعه این شش ترس قرار دارد. ترس حالتی ذهنی است. حالت های ذهنی فابل هدایت و کنترل هستند. قبل از احساس، اندیشه به وجود می آید. همیشه قبل از این که در ما احساسی شکل بگیرد. اندیشه و فکر آن احساس از مغز ما می گذرد.

اندیشه  قادر است به هم ارز فیزیکیش بدل شود. ترس می تواند به صورت تکانش فکری به ذهن شما راه پیدا کند. تکانش های فکری که به صورت اتفاقی دریافت می کنید. می توانند، وضعیت مالی، شغلی، کاری و یا سرنوشت شخصی و اجتماعی شما را مشخص می کنند.

از این صفحه دیدن کنید؛ برنامه ریزی سازمان یافته پیش نیاز رسیدن به موفقیت و ثروت

چرا بعضی ها خوشبخت ترند؟

احتمالا شما هم با کسانی برخورد داشتید که با وجود شرایط و امکانات رفاهی کمتر، خوشبخت و خوش حال هستند. در حالی که دیگران، شرایط بهتر از آن ها را داشته اند.  ولی در بدبختی و فلاکت به سر ببرند.

هر کس می تواند، تکانش هایی که به مغزش وارد می شود، را به کنترل خود درآورد. اشخاص می توانند، ورودی مغزشان را کنترل کنند. به مواردی که دوست ندارند اجازه ورود ندهند. افراد قدرت انتخاب دارند. می توانند آگاهانه در ورود یا جلوگیری از ورود فکر به مغز دخالت آزادانه داشته باشند. به همین دلیل کسانی که اجازه افکار منفی را ذهن خود نمی دهند، خوشبخت ترند.

طبیغت انسان به گونه ای آفریده شده است که جز بر اندیشه بر هر چیز دیگری می تواند تسلط داشته باشد. برای تسلط بر اندیشه باید تلاش آگاهانه مستمر داشت.

چرا ترس از فقر خلاقیت شما را کاهش می دهد

فقر و ثروت در دو سوی یک جاده قرار دارند. هر دو در یک مسیر اما خلاف جهت هم هستند. اگر راه رسیدن به ثروت را انتخاب کنید. از فقر و نداری دور می شوید. چنان چه مسیر فقر را دربر گیرید. از ثروت و تنعم دور خواهی شد. منظور از ثروت، مسیری است که به توان گری های، مالی، معنوی و ذهنی به طور کل ختم می شود.

ترس از فقر حالتی ذهنی است. اما همین حالت ذهنی راه رسیدن به ثروت را مسدود می کند. اعتماد به نفس را از بین می برد. میل و اشتیاق را نابود می کند. ابتکار عمل را از ما می گیرد. هدف و ایده را از بین می برد. تنبلی و کاهلی و سستی را تشویق و ترویج می دهد. خوشی را از شخص می گیرد. تلاش را منحرف و استقامت و پایداری را به نابودی می کشاند. قدرت ارده را از شخص می گیرد. بر ذهن تاثیر گذاشته و زمینه را برای شکست و ناکامی مساعد می کند.

ترساز فقر   عشق را می کشد. دوستی ها را از میان برمی دارد. احساسات قلبی را نیست و نابود می کند. به طور کلی فلاکت و بدبختی را به بار می آورد. ترس از فقر را برای رسیدن به پیروزی بکشید.

مهلک ترین ترس ها ترس از فقر است

ترس از فقر، مهلک ترین ترس هاست. احساس، ترس به حدی عمیق است، گاهی از افراد بپرسید؛ از چی می ترسید، پاسخ می دهند، که ترسی ندارد.  در صورتی از چیزی می ترسند و خود متوجه حضور آن نیستند. برای رسیدن به ثروت باید خود را شناخت. باید ذهن خود را کاوید. اگر می خواهید به ثروت و نعمت برسید. باید از تمام احساس های پیدا و پنهان خود مطلع شوید. برای این که قادر به تحلیل شخصیت خود باشید. در ادامه چند نشانه ترس از فقر را بیان می کنم.

برای رسیدن به موفقیت و ثروت این صفحه را ببینید؛  احساس جنسی «کیمیای ثروت و موفقیت»

نشانه های ترس از فقر

1

بی تفاوتی؛

کسی که میل و آرزویی ندارد. تنبلی جسمانی و ذهنی دارد. بود و نبود، خوب و بد، زشت یا زیبا برایش یکسان باشد. کسی که به زندگی و موفقیت امید نداشته باشد. برای بهتر شدن وضعیتش تلاش نمی کند. بی تفاوت است. بی تفاوتی از خشم و عصبانیت و حسادت بدتر است. احساس های منفی برای تکمیل شخصیت لازم هستند. باید به شیوه درست به کار گرفته شوند. اما بی تفاوتی روح و جان انسان را می میراند. شخص بی تفاوت مرده متحرک است. که کاری از دستش بر نمی آید. او نمی تواند خود را از مشکلات و موانع پیش رویش محافطت کند.

شک وتردید؛

کسی که به خود تردید دارد. خیلی راحت به دیگران اجازه می دهد که به جای او فکر کند و تصمیم بگیرد. این شخص اعتماد به نفس ندارد. خودش را دوست ندارد. برای خودش هیچ ارزشی قائل نیست.

احتیاط بیش از اندازه؛

صحبت کردن به شکست به جای پیروزی، بدترین نتیجه را پیش بینی کردن. اقدام نکردن. به انتظار زمان مناسب نشستن، از ویژگی های کسی است که ترس از فقر و نداری دارد.

کسی که ترس از فقر دارد.  به افرادشکست خورده توجه می کند و به افراد موفق بی توجه می باشد.

تنبلی و مسامحه کاری

موکول کردن کارها به بعد، بهانه آوردن برای انجام ندادن کارها، نپذیرفتن مسئولیت در جایی که به او نیاز است، تمایل به سازش به جای مبارزه و جنگیدن برای رسیدن به حق خود، سازش با مشکلات به جای استفاده از آن ها برای رسیدن به موفقیت، چانه زدن در رابطه با موضوع های بی ارزش به جای توجه به تنعم، ثروت، رضایت و خوشبختی، ناتوانی در خویشتن داری، نداشتن اعنماد به نفس و عزم راسخ و استوار، نداشتن پشت کار، ابتکار عمل و دلگرمی، نداشتن آرزو و امید به زندگیف نداشتن مهارت استدلال از نشانه های ترس ار فقر است. نشانه های ترس از فقر را در درون خود بشناسید و با اراده  محکم و شجاعت فراوان با آن ها مبارزه کنید.

هزاران زن و مرد در دنیا به علت ترس از فقر فلج شده اند. آن ها هیچ تلاشی برای رسیدن به ثروت نمی کنند. تلاش نمی کنند .چون ترس ار فقر دارند. می ترسند. ترسشان جلو فعالیت شان می شود.

شما جزو کدام گروه هستید؟ افرادی که ثروت و نعمت را می خواهد و برای کسب آن تلاش می کند. یا گروهی که فقر و بدبختی را تقدیر و قسمت خود می داند و هیچ تلاشی برای کسب آن نمی کنند؟  آیا شما ترس از فقر را در ذهن و فکرتان به زانو درآورده اید؟ بر ترس تان غلبه کرده اید؟ نظر و تجربه های خود را با ما به اشتراک بگذارید.