زندگی نامه شمس تبریزی

زندگی نامه شمس تبریزی درویشی از فرقه قلندریه ، رادمردی به تمام معنا و خداشناس که پله های عشق و عرفان را تا آخر پیمود و والاترین پله معرفت را یافت.

کم نیستند انسان های بزرگواری که همه عمر خویش را در راه هدایت و رشد دیگران سپری کرده اند. شمس تبریزی درویشی از فرقه قلندریه در پی همزاد و همراز خود سر به بیابان می گذارد و عمر خود را در جستجو و رفت و آمد به این سو و آن سو سپری می کند. او انسانی باهوش و زکاوت بود که در علم  فقه ، ریاضیات و کیمیا بهتر از هر کس دیگری در زمانه خود بود. شمس صوفی است که برای یافتن خدا جهان را زیر پا می گذاشت و او داناترین مرد عصر خود بود.

 شمس پله های عشق صوفیان را تا آخر طی پیموده بود و با عالم معنا پیوند ناگسستنی داشت. او دائم در سفر بود و سفر بیرون را راهی برای طی کردن سفر درون می دانست و بارها و بارها کشف و شهود را تجربه کرده بود و با خدایش پیوندی محکم داشت. هر گام او در راه خدا و برای کمک به بندگان خدا بود. در ادامه کتاب صوتی را با زندگی نامه شمس تبریزی دنبال نمایید. 

اگر دوست دار حق و حقیقت هستید :  کتاب صوتی زندگی نامه مصلح الدین سعدی شیرازی  پیشنهادی مناسب و ویژه برای کسب معرفت و خویشتن شناسی است. 

زندگی نامه شمس تبریزی 

محمد بن علی بن ملک داد تبریزی (شمس الدین یا شمس تبریزی) در سال ۵۸۲ ه ق متولد و در سال ۶۴۵ ه ق وفات یافت. وی از صوفیان قرن هفتم هجری است. سخنان شمس را مریدانش گردآوری و در مقالات شمس تبریزی به چاپ رسانیده اند. به عقیده شمس میان فنا شدن در عقل و فنا شدن در خدا تار مویی فاصله است. زندگی نامه شمس تبریزی بر گرفته از کتاب ملت عشق  را دنبال نمائید.

اگر از این مطلب خوشتان آمد ، این مطلب هم برای شما قطعا جذاب خواهد بود : اولین دیدار شمس تبریزی با مولانا

شمس درویش مسلک بود. او بی نام و نشان و بی اسم و رسم همچون درویشان دوره گَرد در عالم می گشت  و قصد داشت همه بت های وجودش را نابود کند و فقط عشق الهی در وجودش باشد. برای همین گاه چنان برخورد می کرد که سواد خواندن و نوشتن ندارد. شمس برای انتقال دادن دانش و روشنی دورنش دنبال مریدی بود که یافته ها و دانشش را قبل از مرگ به او عرضه کند. تا دَین خود را در این دنیا به ادا کند.

شمس تبریزی، خواب گذاری که اصلاً خواب نمی بیند

از آن جا که شمس کشف و شهود را بارها و بارها از جوانی تجربه می کند ، بیم آن دارد که خواب و روئیا را با کشف و شهود اشتباه بگیرد. از خداوند می خواهد که خواب دیدن را از او پس بگیرد تا اشتباه نکند. خداوند خواب دیدن را از شمس پس می گیرد. اما تعبیر خواب دیگران را به او می آموزد.

زندگی نامه شمس تبریزی

زندگی نامه شمس تبریزی

اگر به دنبال یافتن ایده های موفق در زمینه کارافرینی هستید : بیو گرافی زهره صداقت کارآفرین برتر در ایران گزینه مناسبی برای شماست. 

شمس در سفری از سفرهای سیر و سلوک در حالت کشف و شهود درمی یابد که صراف سخنی در آن ور دنیا به کمک او نیاز دارد. بار سفر بر می دارد و برای پیدا کردن آن شخص به بغداد می رود. همچنین در می یابد که از ارتباط با آن شخص درس هایی در رابطه با خدا شناشی می آموزد.

کسی که شمس دنبالش بود ، نه مرشد بود و نه مریدش بلکه او دنبال همراز و همزاد خود می گشت. تنها خواسته اش از خداوند این بود که او را به همزادش برساند.

رسالت شخصی شمس تبریزی در این جهان

شمس به بغداد در پی همزادش می روند. چندین ماه در خانقای بابا زمان می ماند. روزی شیخ بابا زمان از او می پرسد که چرا دانشش را برای همه بازگو نمی کند و علم خود را به همه منتقل نمی کند. شمس که در علم کشف و شهود استاد بود ، جواب می دهد که دانش او مخصوص فردی خاص است. می گوید که  “به این عالم آمده ام تا به صراف سخنی یاری کنم که کلمه ها را از دل حروف و حقیقت را از دل کلمه ها بیرون می کشد”. شمس رسالتش را از طریق کشف و شهود دریافته بود.

گذشتن شمس از جانش برای هدفش

قانون مهم در این جهان این است تا چیزی ندهید ، چیزی به دست نمی آورید. زمانی که شمس قصه زندگیش را برای بابا زمان تعریف می کند، بابا زمان از او می پرسد؛ برای رسیدن به خواسته ات (عشقت) از چه حاضری بگذرید؟ برای رسیدن به همزادت چه بهایی می پردازید؟ شمس جواب می دهد که جانم را. حاضرم در راه هدفم جانم را فدا کنم. سپس اضافه می کند، عشق به ابریشم می ماند.

تشابه عشق و ابریشم

کرم ابریشم برای ایجاد پیله اش زحمت فراوان می کشد. اما نمی توان هم کرم را نگه داشت ، هم پیله را. کشاورز کرم ابریشم را می پروراند تا ابریشم استخراج کند. پس کرم درون پیله هیچ گاه موفق به پروانه شدن نمی شود. با پروانه شدن کرم ، ابریشم حاصل نمی شود. اگر هدف تولید ابریشم باشد ، کرم جانش را در راه این هدف می دهد. در عوض ابریشمی ناب و خالص استخراج می شود. عشق نیز این گونه است. برای رسیدن به عشقی ناب و خالص رهرو باید جانش را فدا کند.

در ادامه زندگی نامه شمس تبریزی بر گرفته از کتاب ملت عشق با برخی از ویژگی های این مرد دوست دار حقیقت آشنا شوید.

ویژگی های اخلاقی شمس تبریزی

شمس چهل قانون عشق را کشف کرده و با کشف و شهود آشنا بود. هفت پله عشق صوفیان را پیموده و در عشق هضم شده بود. او سریع و لهجه و رک بود. هیچ گاه برای رعایت حال دیگران از گفتن حقیقت باز نمی ماند. حرفش را رک و پست کنده به کرسی می نشاند. از دلگیر شدن و ناراحت شدن دیگران ابائی نداشت. طوری حرفش را می گفت که تا عمق روح و جان طرف نفوذ می کرد.

 علت صراحت لهجه شمس  نه برای انتقام و یا اذیت کردن مخاطبانش بود. بلکه برای هشدار دادن به آن ها و متوجه کردن مخاطبان به دور شدن از حقیقت بود. او با سخن تند و تیزش قصد داشت جهت درست راه راست را به مخاطبان خود نشان دهد. زندگی نامه شمس تبریزی بر گرفته از کتاب ملت عشق را با برخی از خصلت های شمس دنبال بگیرید.

کرامت و جوانمردی شمس تبریزی

شمس با ورود به هر شهر به اولیای شهر درود می فرستند و رخصت ورود می طلبد. او عادت دارد ، وارد هر شهر که می شد. قبل از ورود به شهر می ایستاد و برای همه اولیای آن شهر درود می فرستاد. حال آن اولیا زنده بود یا مرده ، مشهور باود یا مجول برایش فرق نداشت. قبل از ورود به اولیای شهر سلام می کرد و از آن ها اجازه ورود می طلبید. دین مذهب و شهری و روستایی بودن برایش فرقی نداشت. به نظر شمس ولی راهنمای بشریت است.

زندگی نامه شمس تبریزی

زندگی نامه شمس تبریزی

برخی از گفته های شمس تبریزی در کتاب ملت عشق

ریا و بازی شادی در دل آدم می آفریند. اما دانستن حقایق بر دل آدمی غم و اندوه می نشاند. در این جهان افرادی که بیشتر می دانند ، ساکت تر و خاموش هستند.

وجود متضادها در زندگی جوهره ی عالم است. همچون دست هایمان که موقعی که می بندیم ، باید دوباره باز کنیم و موقعی که باز کردیم دوبار می بندیم. اگر این کار را با دستان خود نکنیم (دست های خود را باز و بسته نکنیم و در یک حالت باز یا بسته بگزاریم) فلج می شویم.

وقایع این دنیا نیز این گونه اند گاه شادیم و گاه غمگین و گرفته. پس از هر شادی ناراحتی و از پس هر مشکل آسایش هست. خوشی و ناخوشی پشت سر هم می آیند و می روند. متضادها مکمل های زندگی هستند. سالک متضادهای را به شدت های مختلف درک و احساس می کنند تا این که در آخر سفر سالک غرق در خدا می شود و از خود بی خود.

مشکلات برای برخی در قالب از دست دادن عزیزان ، برخی با بیماری های سخت ، برخی نا اتقاق های ناگوار و برخی هم با از دست دادن مال دنیا مشکلات را تجربه می کنند. مشکلات و سختی های هدفی دارند. آن ها می آیند تا قلب بندگان خدا که قصاوت پیدا کرده و سخت شده را به نرمش و انعطاف پذیری برگردانند. در زندگی نامه شمس تبریزی بر گرفته از کتاب ملت عشق با هدف خلقت ار نظر شمس آشنا شوید.

هدف خلقت انسان از نظر شمس

به عقیده شمس هدف از آمدن انسان به این جهان عشق ورزیدن است. عشق نیاز به مکمل و متمم ندارد. عشق حقیقی و جازی ، عشق مادی و معنوی ، عشق خوب و عشق بد وجود ندارد. درجهان فقط و فقط یک نوع عشق وجود دارد.

عشق به خالق ، عشق به مخلوق ، عشق به خانواده ، همسران و فرزندان ، عشق به زیبایی ، عشق به هستی و زندگی ، عشق به جنس مخالف ، عشق به دوستان و آشنایان ، عشق به موجودات ( انسان ، حیوان و نبات) و عشق به خود همه و همه عشق است و تجزیه پذیر و بخش بذیر نیست. عشق واحد است. من و تویی نمی شناسد. عشق عشق است همین و بس.

 افراد موفق الگو های خوب موفقیت

شمس تبریزی درویش عالم و دانشمند بود. او از رازهای بسیاری مطلع بود. چون که طریق کشف و شهود را پیموده بود. انگشت شمارند افرادی که به مقام والای شمس تبریزی رسیده باشند. اگر خواهان پیشرفت در مسیر خویشتن شناسی و کسب معرفت هستید ، الگوبرداری و عمل به توصیه های عارفان و عاشقان بزرگ چون شمس تبریزی نمونه ای مناسب و بهینه برای پیشرفت شما است. با پیمودن راهی که این بزرگان برای رسیدن به موفقیت طی کرده اند ، شما نیز می توانید کسب و کار یا معرفت و یا زندگی شخصی خویش را رونق دهید. 

در رابطه با زندگی نامه شمس تبریزی بر گرفته از کتاب ملت عشق نظر و عقیده خود را با ما به اشتراک بگذارید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *