سرزمین غول های وحشی

داستان زیبا و خیالی سرزمین غول های وحشی را از کتاب صوتی برای فرزند دلبندتان بخوانید تا از آن درس بگیرد و بر ترس های ساختگی ذهنش غلبه کند.

داستان سرزمین غول های وحشی به نویسندگی آقای موریس سنداک به رشته تحریر درآمده است و خانم آلا پاک عقیده آن را به فارسی ترجمه کرده است. موریس سنداک، نویسنده آمریکایی می باشد و در حیطه داستان های کودک و نوجوان نویسندگی می کند. تصویرگری این داستان کودک نیز توسط آقای سنداک صورت گرفته است. این کتاب داستان کوتاه و مصور که در ۲۱ صفحه چاپ شده است، برای کودکان زیر ۶ سال مناسب است.این داستان کوتاه و تفسیر  آن در ادامه آمده است. پس با کتاب صوتی همراه باشید.

خلاصه ای کوتاه از داستان سرزمین غول های وحشی

داستان سرزمین غول های وحشی ، داستانی خیالی و ذهنی است که ذهن کودکان را آزاد کرده و به آن ها اجازه خیال پردازی و رویاپردازی در محدودۀ سنی خودشان را می دهد. حوادث و واقعیت های کلیشه ای در این داستان وجود نداشته و تنها فکر و رویای کودکی بازیگوش را نمایش می دهد.

داستان پیشنهادی ما برای فرزند دلبند شما: کتاب صوتی داستان های سند باد

متن داستان سرزمین غول های وحشی

شب که شد ، مکس بازیگوش لباس گرگی اش را پوشید و شروع به سر به سر دیگران گذاشتن کرد. همین طور سر به سر حیوان خانگی شان.

مادرش به او گفت : مکس ، تو رفتارت مثل موجودات وحشی است.

مکس جواب داد: یوهاهاها! الان می آیم یک لقمه ی چپت می کنم.

بنابراین مکس مجبور شد که شب را بدون غذا خوردن به رختخواب برود.

قصه کودکانه رایگان پیشنهادی ما برای گودک دلبند شما : قصه صوتی خرگوشک بلبله گوش

خواب وحشتناک مکس و سفر به سرزمین غول های وحشی

در آن شب ، در اتاقِ مکس ، جنگلی رویید.  باز هم رویید و بزرگ و بزرگ تر شد.

این جنگل آن قدر بزرگ شد که از سقفش خوشه های انگور آویزان شد و در و دیوارهای اتاقش آن قدر دور شدند که به انتهای جهان رسیدند.

قایق شخصی مکس بر روی امواج اقیانوس شناور بود و مکس شب ها و روزها به سفر دریایی اش ادامه می داد.

مکس بعد از گذشت هفته ها و ماه ها و حتی بعد از یک سال به سرزمین غول های وحشی رسید.

وقتی که مکس به سرزمین غول های وحشی رسید ، همه موجوداتی که در این سرزمین بودند با صدای وحشتناک شان می غریدند و دندان های تیزشان را به او نشان می دادند.

موجودات آن سرزمین خیلی وحشتناک و عجیب بودند. غول های آن سرزمین چشم های بزرگ شان را می چرخاندند و پنجول هایشان را به مکس نشان می دادند.

داستان پیشنهادی ما برای کودک دلبند شما : داستان سفید برفی و هفت کوتوله 

جادو کردن غول های وحشی توسط مکس

تا اینکه مکس پنجول هایش را به آن ها نشان داد و گفت: آرام باشید!

 مکس آن غول های وحشی را با طلسمی جادو کرده بود.

سرزمین غول های وحشی

او برای این کار در چشمان قلنبه ی تک تک آن ها بدون آن که حتی پلک بزند، زل زد.

غول های وحشی ترسیدند و به او گفتند: تو وحشی ترین غول جنگل هستی.

آن ها مکس را شاه غول های وحشی کردند.

پادشاه غول ها شدن مکس

آن ها مکس را شاه غول های وحشی کردند.

مکس با صدای بلند گفت: حالا سرود غول های وحشی را بخوانید.

آن موجودات بعد از آواز خواندن ، از درختان جنگل آویزان شدند و مکس را روی کولشان گذاشتند و سپس در تمام جنگل او را گرداندند.

سپس مکس گفت: بایستید.

مکس آن ها را بدون شام به رختخواب هایشان فرستاد. ولی مکس خیلی تنها و ناراحت بود.

او دوست داشت که به جایی برود که همه او را از صمیم قلب دوست داشته باشند.

ناگهان از یک جایی در دنیا بوی خوش غذایی به مشامش رسید.

سرزمین غول های وحشی

بازگشت مکس به خانه خودش

از این رو مکس از مقام شاهی حیوانات وحشی منصرف شد و تصمیم گرفت که دیگر آن جا را ترک کند.

اما وقتی حیوانات وحشی این حرف را از زبان مکس شنیدند، خیلی ناراحت شدند و شروع به گریه کردند.

غول های وحشی به مکس گفتند: لطفا نرو! ما آن قدر تو را دوست داریم که می خواهیم یک لقمه ی چپت کنیم.

مکس به آن ها گفت: نه! من دیگر باید بروم.

سرزمین غول های وحشی

غول های وحشی غریدند، چشم های زرد و قلنبه شان را چرخاندند، دندان های تیزشان را به او نشان دادند و پنجول های تیزشان را به او نشان دادند.

ولی مکس سوار قایق شخصی اش شد و برای آن غول ها دست تکان داد.

او یک سال قایق سواری کرد، تا اینکه پس از روزها و هفته ها و ماه ها به اتاقش رسید.

و در آن شب در اتاق تاریکش، یک غذای خوشمزه ای برایش  روی میز بود.

و خوشبختانه هنوز گرم بود.

پایان

تفسر داستان غول های محشی

داستان سرزمین غول های وحشی، جزو یکی از بهترین آثار کلاسیک ادبیات کودکان قرار گرفته است. در این داستان زبان دیداری( تصاویر) به همراه زبان کلامی (متن و قصه) داستان را روایت می کند. این داستان با وجود کوتاهی و خلاصه بودنش ، اما بسیار تاثیرگذار است و کودکان را تا حد تخیلات کودکانه شان و سرزمین رویاها و آرزوهایشان با خود همراه می سازد.

نتیجه اخلاقی این داستان

شاید بتوان تاثیر داستان کوچک سرزمین غول های وحشی را ، از بین بردن ترس کودکان در مقابل موجودات ناشناخته و ترسناک دانست. موجودات ترسناکی که در اتاق های تاریک ، زیر تخت ها و یا حتی کمد لباس ها در فکر و نظر کودکان وجود دارند و موجب ترس و وحشت آن ها می شوند.

غول های وحشی این داستان شاید در ابتدا ترسناک و وحشتناک به نظر بیایند. اما مطمئناً پس از خواندن کامل کتاب و پی بردن به نتیجه و نکات کتاب ، باعث از بین رفتن ترس کودکان از این موجودات خیالی می شوند. در پایان داستان ، مکس که به خانه خودش برمی گردد ، به ما و کودکان یاد می دهد که هیچ جایی در این دنیا آرامش و امنیت خانه خودمان را ندارد. خانه ای که همیشه افراد مهربان و دوست داشتنی و حتی غذاهای گرم و خوشمزه در انتظار ما هستند.

ترویج فرهنگ کتاب خوانی

خواندن داستان های کودکانه و تعریف و تفسیر آن برای کودک او را با اوهامات سراب گونه که کودک در تصور خویش دارد روبرو می کند و به او می آموزد که غول های ترسناک تنها در ذهن و فکر او شکل بسته اند و وجود خارجی ندارند. این قصه کوتاه چند درس و نکته اساسی را در خودش پرورانده و آن را به کودک و خواننده یاد می دهد. حال اگر کودک را به فرهنگ کتاب خوانی عادت دهید ، او با درس هایی که از قصه های کودکانه می گیرد جذب کتاب خواندن می شود و تمایل پیدا می کند تا مطالعه بیشتر و بیشتر داشته باشد. 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *