کتاب کودک مهمان های ناخوانده

کتاب کودک مهمان های ناخوانده اثر فریده فرجام ، نویسنده خوش ذوق کودکان می باشد. برای بار اول این کتاب توسط مهدی صبحی جمع آوری و به چاپ رسید.

کتاب کودک مهمان های ناخوانده برای رده ی سنی کودکان در ۲۲ صفحه نوشته شده است.این کتاب به عنوان اولین کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۴۵ منتشر شد. فریده فرجام کتاب کودک مهمان های ناخوانده را براساس قصه هایی که از دایه اش در سال ۱۳۲۰ شنیده بود ، بازنویسی آن را با نگاهی پژوهشی انجام داد. کتاب کودک مهمان های ناخوانده قصه ی پیرزنی مهمان نواز است که به گرمی از هر حیوانی سرزده پذیرایی می کند. اصل ماجرای مهمان نوازی این پیرزن در شبی بارانی روشن می شود. کاب صوتی را با این داستان جذاب و آموزنده همراهی نمایید. 

معرفی کتاب کودک مهمان های ناخوانده

این کتاب برای رده های سنی ۳ تا ۹ سال نوشته شده به بیان صلح و دوستی ، پناه جویی ، مدیریت بحران ، آشتی با محیط زیست ، مهمان نوازی و آموزش هم زیستی مسالمت آمیز پرداخته است.ئدر اردیبهشت ۱۳۹۶ بود که کتاب کودک مهمان های ناخوانده در فهرست میراث ناملموس ثبت شد. در سال ۱۳۴۵ توسط شورای کتاب کودک ، به عنوان کتاب کودک برگزیده معرفی شد.

کتاب کودک مهمان های ناخوانده

قصه شب کودک پیشنهادی ما به شما: داستان کودک خدا به همراهت خرسی (تصویری)

داستان کامل کتاب کودک مهمان های ناخوانده

در زمان های قدیم ، پیرزنی در یک دهکده کوچک زندگی می کرد.

پیزرن مهربان قصه ی ما یک حیاط کوچک داشت که یک درخت بیشتر داخل حایطش نبود.

بچه ها خیلی پیر زن مهربان را دوست داشتند.

یک روز با تاریک شدن هوا و غروب آفتاب ، پیرزن مهربان چراغش را روشن کرد و روی تاقچه گذاشت که خانه ی تاریکش را روشن کند.

چراغ خانه اش را که روشن کرد ، چادرش را پوشید و به بیرون از خانه رفت تا با دیدن آشنایی دلش باز شود.

مدت زیادی نگذشته بود که در حالی که پیرزن داشت با بچه ها صحبت می کرد.

کتاب صوتی پیشنهادی مناسب قصه شب کودک عزیزتانکتاب صوتی پیامبران زکریا(ع)

باران نم نم شروع به باریدن کرد.

از دیوارها بوی کاهگل بلند شد.

پیرزن مهربان دید که باران گرفته ، بچه ها را به خانه هایشان فرستاد و خودش نیز به اتاق برگشت.

طولی نکشید باران تند شد.

کاسه کوزه های روی تاقچه را  ، صدای رعد و برق به شدت می لرزاند.

پیرزن مهربان که سردش شده بود، رختخوابش را آورد که زیر لحاف برود تا گرم شود.

همین که رختخوابش را را پهن کرد.

صدای تق تق تق در به گوشش رسید.

آمدن مهمان های ناخوانده

پیرزن که متعجب شده بود با خودگفت: “خدایا! این وقت شب کیه در می زنه؟”

چادرش را پوشید و خودش را به سرعت به در رساند.

به پشت در که رسید گفت: “کیه در می زنه؟”

وارد شدن خاله گنجشکه

خاله گنجیشکه بود که جواب داد: “درو وا کن منم خاله گنجیشکه. زیر بارون دارم خیس میشم.”

پیرزن مهربان در را به روی خاله گنجیشکه باز کرد و گفت: “بیا تو.”

گنجیشک به حدی خیس شده بود که آب از نوکش چیک چیک می کرد.

پیرزن مهربان، گنجشک را به اتاق برد و روی بالهای  تـرش یک تکه پارچه انداخت.

گنجشک که مشغول خاراندن بالهایش بود؛ صدای تق تق تق در دوباره بلند شد.

پیرزن دوان دوان خود را به پشت در رساند.

آمدن خانم مرغه

پیرزن مهربان پرسید: “کی پشت دره؟”

مرغ پا کوتا بود که جواب داد: “درو واکن، منم مرغ پا کوتا. زیر بارون خیس شدم.”

پیرزن در را برای مرغ پا کوتا باز کرد و گفت بیا تو.

مرغ با چشمهای بی حال و پرهای به هم چسبیده پیرزن را نگاه می کرد.

پیرزن نیز با یک تکه پارچه پشت مرغ را پوشاند، مرغ به گوشه ای از اتاق رفت تا خشک شود.

پیرزن مهربان هنوز از روی سرش چادر خیسش را بر نداشته بود که دوباره صدای تق تق تق در بلند شد.

پیرزن باز دوان دوان خود را به پشت در رساند و پرسید:”کیه در می زنه؟”

وارد شدن آقا کلاغه

آقا کلاغه بود که جواب داد: “درو واکن، منم آقا کلاغه. زیر بارون خیس شدم.”

پیرزن مهربان قصه ی ما در را برای آقا کلاغه باز کرد و گفت بیا تو.

کلاغ سرش را پایین انداخت و به داخل اتاق دوید.

پیرزن برای کلاغ نیز یک تکه پارچه آورد تا کلاغ هم خشک شود. که کلاغ خود را تکان داد و آب از دمش به سر و کله گنجشک و مرغ پاشیده شد.

گنجشک و مرغ تا که خواستند غر غر کنند باز هم صدای تق تق تق در بلند شد.

پیرزن باز هم خود را به پشت در رساند و پرسید: “باز کی پشت دره؟”

خاله گربه بود که جواب داد: “درو واکن، منم خاله گربه. زیر بارون خیس شدم.”

آمدن خاله گربه

پیرزن مهربان قصه ما در را برای خاله گربه باز کرد و گفت بیا تو.

گربه وارد خانه پیرزن شد.

گنجشک و مرغ و کلاغ، همین که چشمشان به گربه افتاد؛ به هم چسبیدن و از ترس شروع کردن به لرزیدن.

گربه با خنده گفت: “ما همه اینجا مهمانیم. نترسید!”

آن ها با شنیدن این حرف، خیالشان راحت شد و شروع کردن به چرت زدن.

پیرزن مهربان یک تکه پارچه برای گربه آورد و گربه به گوشه ای رفت تا خود را خشک کند.

پیرزن فکر کرد دیگر کسی نیست و رفت که در اتاق را ببندد.

اما باز تق تق تق

از مجموعه کتاب های کودک فوق العاده دوست داشتنی پیشنهادی ما به شما: حسنی با یک دوچرخه

آمدن سگ پاسبان ، الاغه و گاوه

پیرزن بدون معطلی خود را به پشت در رساند و پرسید: “کی پشت دره؟”

سگ پاسبون بود که جواب داد: “درو واکن، منم سگ پاسبون. زیر بارون خیس شدم.”

پیرزن مهربان در را برای سگ پاسبون باز کرد و او را به داخل خانه فرستاد.

سگ باسبون از سرما می لرزید که پیرزن مهربان یک شال گردن به گردنش بست و در گوشه ای از اتاق او را خواباند.

سگ که تازه گرم شده بود صدای تق تق تق در بلند شد.

پیرزن که می دانست باز پشت در چه خبر است؛ خود را به پشت در رساند و پرسید: “کی پشت دره؟”

آقا الاغه بود که جواب داد: “درو واکن، منم آقا الاغه. زیر بارون خیس شدم.”

پیرزن در را که باز کرد و الاغ از خوشحالی جفتکی انداخت و به داخل حیاط پرید.”

پیرزن مهربان برای اینکه الاغ نیز گرم شود او را به اتاق برد و روی او یک لحاف کشید.

الاغ به گوشه ای رفت و دراز کشید.

این بار صدای در بلند تر از همیشه به گوش رسید.

-تق تق تق

پیرزن خود را به پشت در رساند و پرسید: “کی پشت دره؟”

گاو سیاهه بود که جواب داد: ” درو واکن، منم گاو سیاهه. زیر بارون خیس شدم.”

پیرزن در را برای او باز کرد و او را به داخل خانه راه داد.

گاو با هیکل گنده اش و شاخ های بلندش وارد حیاط شد.

پیرزن برای گاو گلیمی آورد که خود را با آن گرم کند.

گاو هم به گوشه از اتاق رفت که خود را خشک کند.

پیرزن به مهموناش گفت الان دیگه خیالتون راحت باشه، بخوابید که فردا صبح برید دنبال کاراتون.

کتاب کودک مهمان های ناخوانده

صبح و هیاهوی مهمان های ناخوانده

هر کدام به گوشه ای رفتند و پیرزن که حسابی خسته شده بود، وسط اتاق رختخوابش را پهن کرد و خوابید.

صبح شد و پیرزن از شدت خستگی زمان زیادی را خوابیده بود.

بیدار که شد ، برو بیای حیوانات را در خانه اش دید.

الاغ از یک طرف سماور را آتش کرده بود.

گربه در حال دم کردن چایی بود.

سگ مشغول جارو کردن حیاط بود.

و مابقی حیوانات نیز هر کدام مشغول کاری بودند.

شعر نو مهمان ناخوانده

پیرزن از سر و صدایی که در خانه اش پیچیده بود بسیار خوشحال بود به همین خاطر چادرش را پوشید. به بیرون از خانه رفت و با چند تا نان سنگک به خانه برگشت.

همگی دور یک سفره نشستند و در کنار هم گل گفتند و گل شنیدند.

الاغه گفت: “دیشب زیر باران جایی برای خوابیدن نداشتیم؛ الان دیگه وقتش رسیده که زحمت را کم کنیم.”

اما همه ی مهمان ها از فکر رفتن از خانه ی پیرزن مهربان ، غصه شان شد.

هرکدام از حیوانات به نوبت رو به پیرزن کردند و شروع کردند به حرف زدن.

گاو کمی فکر کرد و گفت: ” من که مو مو میکنم برات، خرمنو درو میکنم برات. دلت میاد بزارم برم؟”

پیرزن که دلش سوخت، با اینکه جا خیلی تنگ بود.

بهش گفت: “تو میتونی پهلوی من بمونی.”

هرکدومشون با یه حرفی پیرزن مهربون قصه ی مارو راضی کردند و کنارش موندن.

پیرزن هم گفت: ” الان که اینجا موندین باید همه با هم کمک کنید و برای خودتون یه اتاق بسازین.”

همگی قبول کردن و سالهای سال در کنار پیرزن مهربون با خوبی و خوشی زندگی کردند.

نتیجه گیری از کتاب کودک مهمان های ناخوانده

نتیجه گیری کتاب کودک مهمان های ناخوانده با اینکه برای رده های سنی پایین می باشد. اما بسیار جا دارد که در آن اندیشید و بهترین نتیجه گیری را ارائه داد. کودکانتان را پس از شنیدن داستان ، به بیان نتیجه ای از این قصه ی شیرین و پر تامل تشویق کنید و نتیجه ی به دست آمده را برای ما در بخش نظرات درج نمایید. به بهترین نتیجه گیری از کتاب کودک مهمان های ناخوانده، هدیه ای از طرف کتاب صوتی تقدیم خواهد شد.

ترویج فرهنگ کتاب خوانی

با خواندن قصه های کودکانه برای فرزند دلبندتان او را با زبان قصه و داستان آشنا کنید. هر قصه نکته هایی آموزنده دارد که با زبانی کودکانه بیان شده است. کودکان زبان نمادین قصه ها را درک می کنند و شیفته مطالعه و کتاب خوانی می شوند. با افزایش ساعات مطالعه خود و کودکانتان سرانه مطالعه در کشور را که رقم پایینی است را بالا ببرید. 

2 پاسخ
  1. محمد علی پدرام
    محمد علی پدرام گفته:

    بادرود
    بهتر است این گونه داستان ها در کتاب های درسی گنجانده شود تا همراه با زبان آموزی مهربانی ومهمان نوازی وهمکاری در زندگی وساختن آینده به آن ها نشان دهند .

    پاسخ
    • admin
      admin گفته:

      سلام دوست گرامی. بله کاملا حق با شماست خصوصا کتاب های صوتی هم باید در برنامه بچه ها قرار بگیره چون اونا با فایل های صوتی بهتر ارتباط برقرار می کنند. آیا خودتون تا الان از کتاب های صوتی کودک برای فرزندتون استفاده کردین؟

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *