داستان شاهزاده و پری بال نقره ای

داستان آموزنده و جذاب شاهزاده و پری بال نقره ای را را از کتاب صوتی برای برای فرزند دلبند خود بخوانید و او را با قدرشناسی و حق شناسی آشنا نمایید.

داستان شاهزاده و پری بال نقره ای توسط ” نیکولا پریرا” به صورت داستان کودک به نگارش در آمده است . موضوع داستان شاهزاده و پری بال نقره ای درمورد یک شاهزاده ای است که در گردش خود در جنگل گم می شود و با کمک و راهنمایی یک پری بال نقره ای راه خروج از جنگل را پیدا می کند. داستان شاهزاده و پری بال نقره ای داستان کمک و همیاری است. کمک به دیگران زمانی که نیاز به مساعدت ما دارند. خواندن این داستان برای کودکان باعث می شود که آن ها از سنین کم، کمک و یاری کردن به دیگران را به خصوص در شرایط دشوار بیاموزند و در زندگی نیز اگر کسی از آنان کمکی درخواست کرد حتما حمایتش کنند.کتاب صوتی شما را با داستان شاهزاده و پری بال نقره ای آشنا می کند. 

برای رشد و پرورش خودتان و کودک دلبندتان دانلود کنید: کتاب های صوتی شنیدنی جذاب و آموزنده موجود در آرشیو کتاب صوتی

متن داستان شاهزاده و پری بال نقره ای

یک روز شاهزاده ای که اسمش ” پرنس دال ” بود، در جنگلی انبوه گم شده بود. پرنس دال در یک جنگل انبوه و پر درخت به شکار مشغول بود. او در این زمان سرگردان مانده بود و بدون وقفه برای مدتی طولانی همچنان اسب را با سرعت به پیش می برد ، اما راه بازگشت را پیدا نمی کرد.

داستان شاهزاده و پری بال نقره ای

داستان شاهزاده و پری بال نقره ای

شاهزاده پرنس به ناچار از اسب پیاده شد و هم گام با اسبش آن قدر راه رفت و راه رفت تا اینکه دیگر خستگی بر آن دو چیره شد و پرنس و اسبش دیگر اصلا توانایی برداشتن گام دیگری را نداشتند، حتی یک قدم دیگر را.

برای کودک دلبندتان بخوانید : داستان زیبا و جذاب راپونزل و موهای جادویی

آن دو در کنار جویبار کوچکی که آب زلالش از لا به لای درختان تنومند می گذشت نشستند. کمی از آب زلال چشمه خوردند و رفع تشنگی کردند.

گم کردن راه پرنسس دال

پرنس دال با ناامیدی تمام از اسبش ستاره پرسید: حالا چه کار کنیم؟

پرنس انتظار شنیدن هیچ گونه جوابی را از اسبش نداشت، پس در شگفت شد که اسبش گفت: شما کمی در این جا استراحت کنید، سپس من راه خروج از این جنگل انبوه را به شما نشان خواهم داد.

داستان شاهزاده و پری بال نقره ای

داستان شاهزاده و پری بال نقره ای

شاهزاده پرنس به مسیر صدا توجه کرد و دید که یک موجود بسیار ظریفی بر روی علف ها در فاصله ای بسیار نزدیک او نشسته است.

آن موجود لباسی رنگارنگ از برگ های سبز و درخشان با نوارهای متنوع و متفاوت بر تن داشت و یک تاج سبز رنگ کوچک نیز بر سر خود گذاشته بود.

شاهزاده دال مشاهده کرد که آن موجود دو بال ظریف و بسیار لطیف نقره ایی دارد که در برابر نور خورشید به روشنی می درخشد و چشم های همه را می تواند خیره سازد.

داستان پیشنهادی ما برای فرزند دلبند شما: کتاب صوتی داستان های سند باد

شاهزاده زیر لب نجوا کنان گفت: شما کی هستید؟

آن موجود عجیب گفت: من یک پری هستم و نام من ” بال نقره ای ” است.

شاهزاده دال به آرامی گفت: من قبل از این زمان هیچ گاه یک پری ندیده بودم. آیا شما واقعا راه خروج از این جنگل انبوه را می دانید؟ شما به من این راه را نشان می دهید؟

پری بال نقره ای پاسخ داد: قطعا من این کار را انجام خواهم داد. اما شما قبل از هر کاری بهتر است کمی استراحت کنید چون ظاهرا شما و اسب تان خیلی خسته هستید.

پس آن گاه پری بال نقره ای کنار شاهزاده و اسبش نشست تا آن دو کاملا استراحت کنند.

پری برای شاهزاده از داستان زندگی در جنگل ، خانه هایی که بر فراز درختان ساخته شده بودند ، از پروانه ها و پرنده هایی که دوستان او محسوب می شدند ، از بازی کردن در شعاع نور خورشید و از شنا کردن در آب های زلال چشمه ها و رودهای جنگل تعریف کرد.

او از آرمیدن بر روی برگ های لطیف گیاهان جنگلی ، از خیره ماندن با ماه و ستاره های شبانگاهی ، از تماشا کردن کرم شب تاب ها و پائیدن جغد شب در تاریکی شامگاهان بسیار حرف زد.

آرام کردن پرنسس توسط پری بال نقره ای

پری قصد داشت تا با گفتن این حرف ها پرنس دال را متقاعد کند که جنگل آن گونه که او تصور می کند و دیده است ، مهیب و هراس انگیز نیست.

ساعاتی این چنین گذشت و وقتی شاهزاده دال و اسبش به خوبی استراحت کردند و از خستگی راه رهایی یافتند. آن گاه پری بال نقره ای نیز راه خروج از جنگل انبوه را به آنان نشان داد تا به سوی خانه و خانواده خویش بروند.

شاهزاده دال در آخرین لحظات که از پری بال نقره ای جدا می شد. دستانش را برای پری تکان داد و با سیمایی حاکی از رضایت و قدرشناسی به پری گفت: متشکرم پری بال نقره ای ، متشکرم. من هرگز خاطره شما و صحبت هایتان را فراموش نخواهم کرد و بسیار سعی خواهم کرد که در آینده من نیز مانند شما رفتار کنم. از کمکی که به من کردید ممنونم.

پایان

داستان شاهزاده و پری بال نقره ای ، داستان مساعدت و قدرشناسی است. شاهزاده که در اوج ناامیدی بود و فکر می کرد که دیگر از آن جنگل آزاد نمی شود با کمک و راهنمایی پری بال نقره ای توانست هم ترس و هراسش را کنار بگذارد و هم راه خروج را پیدا کند. این داستان به ما می آموزد که هرگز نباید ناامید شویم و همیشه خداوند راهی را برای ما قرار می دهد.

ترویج فرهنگ کتاب خوانی

کودک دلبند خویش را با خواندن قصه های کودکانه آشنا کنید. هر قصه و هر کتاب نکته ای و درسی برای آموختن دارد. چه نیکو و شایسته است که کودکان خویش را با مطالعه و خواب خوانی آشنا کنیم تا فرهنگ کتاب خوانی در کشور عزیزمان رواج بیشتری پیدا کند. با ترویج فرهنگ کتاب خوانی ما نیز خواهیم توانست قدمی در راه رشد و شکوفایی استعدادهای نهفته کودکان ایران زمین داشته باشیم و تاثیری اندک اما تاثیر گذار بر وضع فرهنگی کشور داشته باشیم. 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *